به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ

امروز می‌خواهم خوانندگان این مجموعه را به شعری که تازه سروده‌ام، میهمان کنم. مفاد اجمالی این شعر این است که دریایی بر اثر توفان، طوفانی می شود و موج‌های سهمگین سر بلند می کنند. در این میان، یک ماهی ظاهربین به خدا شکایت می برد که این چه طوفانی است که همه چیز را به هم ریخته و .... دریا آرام می شود و ماهی خوشحال. لیکن وقتی دریا آرام می گیرد، صیاد به فکر ماهیگری می افتد و این جا بود که ماهی بیچاره به تور او می افتد. در قرآن کریم می خوانیم: «... عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏؛ بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است؛ و خدا [مصلحت شما را] مى‏ داند و شما نمى‏ دانيد» (بقره، 216) این داستان انسان را به یاد حضرت خضر و سوراخ کردن کشتی می اندازد. اما شعر:

روزی از ایام توفان در گرفت

باد شلاقش به قدرت بر گرفت

آبِ دریا نعره‌اش از سر گرفت

موج هم چون تیغ کرّ و فرّ گرفت

روی آب و زیر آب آتش گرفت

هر کسی در خانه‌اش سنگر گرفت

زین میان یک ماهی لرزان ز بیم

سخت آشفته ره داور گرفت

کی خدا! گردون فلک گردیده خصم

دامن عقرب، قمر، مادر گرفت

کی خدا! این چیست بر ما رفته است؟

از کدامین قصه این دفتر گرفت؟

ای خدا جرم و گناه ما چه بود؟

کین سزا از جانب سرور گرفت؟

گفت و گفت آن ناتوان با خالقش

گه به آرامی گهی اخگر گرفت

تا که ناگه یک خطاب آمد ز حق

هر هیاهویی از آن لشکر گرفت

این همه غوغا که بر پا گشته بود

لحظه‌ای افتاد چون لنگر گرفت

ماهی خوشحال ما هم جست و خیز

همچو ایام خوشی، از سر گرفت

لیک پشت ماجرا چیز دگر

آری،‌عزمِ جزم افسونگر گرفت

در شبی صیاد دام خود بریخت

بخت ماهی هم به آن منکر گرفت

آری آن غوغا همه بهر نجات

منشأ از آن سرور دلبر گرفت 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

زنان و مسئله چند همسری در قیامت!

زنان و مسئله چند همسری در قیامت!

یکی از پرسش های خانم ها این است که مردها در بهشت به حور العین وعده داده شده اند،‌ پس چرا در مقابل به زنان چنین وعده ای داده نشده است؟

برخی پاسخ می دهند که: خدا در مورد چند همسری یا تک همسری زنان سخنی صریح که بشود از آن مطلبی دریافت، نفرموده، ولی از مجموع آیات و روایات می توان دریافت که هر لذتی که خدا برای مرد قرار داده برای زن هم قرار داده است. (این پاسخی بود که یکی از کارشناسان رادیو ارائه کرد!)

این پاسخ به نظر نادرست است و نوعی فرار به شمار می رود. من با بضاعت کمی که دارم، می کوشم آنچه به نظرم صحیح است،‌ ارائه کنم.

باید توجه داشت که:

1. خدا عادل و قادر است و می تواند بهترین لذت ها را برای مرد و زن رقم بزند.

2. تنها بخشی از لذت های بهشت با لذت های دنیایی شباهت دارد و بسیاری از لذت ها اصلا مانند آن ها در دنیا یافت نمی شود که بتوان برای نزدیک شدن ذهن ها به آن ها مثال زد.

3. خدا وعده داده که مرد و زن را که لیاقت بهشت رفتن را می یابند،‌ در بهشت به نهایت لذت خودشان برساند و خدا در وعده هایش صادق است.

4. خدا بخش کوچکی از لذت های (برخی) مردها در بهشت را بر شمرده (مانند چند همسری) ولی از لذت های زنان در این خصوص سخنی به میان نیاورده است.

اگر به این چهار بند دقت کنیم، می بینیم آنچه باعث شده برخی این پرسش را مطرح کنند،‌ مقایسه لذت آن دنیای خانم ها اولا با مردها و ثانیا با لذت این دنیا بوده است،‌ غافل از این که می تواند لذت بزرگ خانم ها در چیز دیگری باشد که برای ما ناشناخته است. ما همین اندازه می دانیم که خانم ها به نهایت لذت خود می رسند،‌ اما آن لذت چیست،‌ نمی دانیم. اشکال این جاست که ما با تکیه بر تجربه دنیایی خود برای خود لذت تعیین می کنیم و آن گاه آن را مطالبه می نماییم که این صحیح نیست. باید دید لذت خانم ها در آن دنیا چیست. ما در تجربه دنیایی خود بسیار شده که چیزی که پیش تر برای ما لذت بخش بوده، پس از مدتی لذتش را از دست داده است. چند همسری در دنیا برای خانمی که نود سال دارد، چه لذتی می تواند داشته باشد؟ چطور لذت با تغییر سن در مرد و زن تغییر می کند، آیا احتمال نمی دهیم در بهشت که سیستم بدن ها و افکار تغییر بسیاری می کند، در لذات و خواهش ها تغییر پیدا کند؟

من حتی بالاتر از این فکر می کنم و معتقدم خدا به جهات مصالحی چند همسری مرد را مطرح کرده وگرنه در بهشت لذات دیگری برای مردها وجود دارد که از این ها بسی بالاتر است. در هر صورت، خدای متعال وعده داده است که :‌ «لا يَسْمَعُونَ حَسيسَها وَ هُمْ في‏ مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ‏ خالِدُونَ ؛آن ها اندك صداى آن (جهنم) را هم نمى‏ شنوند و در آنچه دل‏ هايشان ميل كند (از نعمت‏ هاى بهشتى) جاودانند.»

دقت کنید:‌ فرمود در آنچه بخواهند از لذت های بهشتی، اما این لذت چیست نمی دانیم.

جمع بندی سخن این که:‌ کسانی که از چند همسری برای خانم ها می پرسند،‌ اولا:‌ فرضشان این است که چنین لذتی برای خانم ها وجود دارد که چنین چیزی معلوم نیست بلکه چه بسا عکس آن از مجموعه آموزه هایی که در اختیار داریم، قابل دریافت باشد. ثانیا:‌ دائما زن را با مرد مقایسه می کنند که این هم صحیح نیست. هر کس ساختار خود را دارد. کسی که از مطالعه کردن لذت می برد،‌ اگر کتاب مورد نظر او را به او بدهیم،‌ او را به لذتش رسانده ایم و کسی که از دوچرخه سواری لذت می برد،‌ اگر یک دوچرخه به او بدهیم لذت می برد نه کتاب! در قیامت نیز خدا می داند بزرگ ترین لذت خانم ها در چیست ولی بی تردید هر چه که باشد،‌ طبق وعده خدا خانم ها به نهایت آن می رسند و این مهم است. بنابراین نباید لذت را در تخیلات خود تعیین کنیم و آن گاه آن را مطالبه نماییم در حالی که ممکن در عالم واقع قصه به گونه ای دیگر باشد.

تذکر:

 در پایان لازم است یادآور شوم که معلوم نیست همه مردها از حورالعین های متعدد بهره مند باشند و یا درجه آن ها یکسان باشد و دلیل آن این است که چنین لذتی جزو نعمت های گروه اول بهشتیان در سوره واقعه بیان شده و جزو نعمت های بهشتیان گروه دوم در همان سوره بیان نشده است.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

بیمه حوادث برای جهان دیگر

بیمه حوادث برای جهان دیگر

دیروز رفته بودم آپاراتی. همین طور که شاگرد مشغول اصلاح چرخ ماشین بود، با صاحب مغازه مشغول گفتگو شدیم؛ پرسش هایی را مطرح کرد و پاسخ هایی شنید؛ جوان خوب، باهوش و با ایمانی به نظر می رسید. در بین کلام رسیدم به بحث قیامت و چگونگی مواجهه با آن. من مثالی زدم که برای او جالب بود, شاید برای شما نیز جالب باشد. مثال این بود که:

مردم ماشین خود را با پول گزافی بیمه می کنند، به شکل های مختلف، فقط برای این که خیالشان از تصادف احتمالی راحت باشد. هیچ کس وقتی پول بیمه را پرداخت می کند، نمی داند که ممکن است تصادف کند و مقصر باشد. بسیاری از مردم هیچ گاه از بیمه خود استفاده نمی کنند و فقط برای اطمینان این کارِ عاقلانه را انجام می دهند. عرض بنده این است که برخی از مردم در برابر خطرات جهان آخرت که ممکن است گریبان آن ها را بگیرد, خود را بیمه می کنند با این بیان:

1. ما چند ده سال در دنیا زندگی می کنیم در برابر ابدیت؛ یعنی عدد 1 و بینهایت صفر جلوی آن! بنابراین بیمه حوادث آخرت هرچقدر هم که سخت باشد، خیلی خیلی مهم است.

2. قرآن و پیامبر (ص) چیز زیادی از ما نخواسته اند و در مجموع بیمه ارزانی و ساده ای است.

3. بنابراین، ما از برخی لذات در دنیا می گذریم، اگر بهشت و جهنم واقعیت داشته باشد- که هست- ما بسیار سود کرده ایم و خسارت برای آن هاست که بیمه نشده اند و اگر واقعیت نداشته باشند، این چند ده سال ارزش فوق العاده ندارد که بخواهیم بخاطرش دلنگران باشیم!‌ درست مثل بیمه ماشین؛‌ اگر تصادف نشد، این چند صد هزار تومان ضرر، به خیال آسوده از حوادث احتمالی می ارزد. ایمان آوردن، خواندن نماز، روزه گرفتن و اطاعت از دیگر دستورهای شرع به آرامش در برابر حوادث دورانی که پایان ندارد, واقعا می ارزد؛ یعنی مختصری محدودیت در چند ده سال دنیا در برابر میلیارها سال نه بلکه بی نهایت سال!

البته این غیر از سودی است که در خود دنیا عاید ما می شود. خدای متعال می فرماید:‌ وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏؛ یعنی:‌ و هركس از ياد من روى برتابد، قطعا زندگى تنگ و دشوارى خواهد داشت، و روز قيامت او را نابينا محشور مى‏كنيم تا به بهشت راه نيابد.



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

یک رؤیای جالب

یک رؤیای جالب

خیلی سال‌ها پیش،‌ در اوائل طلبگی قصیده‌ای 35 بیتی در موضوع شمع و پروانه سرودم با آغاز و انجام ذیل:

عاشقم اما ندانم رسم عشق

عاشقی آموز این پروانه را

پرتوهای مه‌رخ اندر ظلمتم

شمع جانم هست در غیم خطا

آینه پیراست از زنگار جان

مروه در نزدم هویدا تا صفا

...

و سه بیت آخر:

دست درمانده بگیرد، گوش دار

از ثری ره باشد او تا کبریا

رو قدم در محفل او می گذار

چون جواهر می کنی آن سنگ را

جوهر مس گونه ات در محضرش

هاله لعلش کند همچون طلا.

چندی پیش خواستم این قصیده را - با این که اشکالاتی از نظر ادبی در آن وجود دارد (مانند حشو در نزدم) و کمی البته خوش فهم نیست- در وبلاگم بگذارم،‌ در عالم رؤیا مرحوم پدرم را دیدم که سرزنش می کند:‌ این ها به چه درد مخاطب می خورد؟!‌ این لغز گویی‌ها چیست؟ بگذاری در وبلاگت که چی؟! ... (نقل به معنا) خلاصه این که بالکل منصرف شدم؛ اما این رؤیای حقیقی را بهانه کردم که اعلان کنم: من ضامن وقت هیچ مراجعه کننده‌ای به این وبلاگ نیستم؛ خواستند مراجعه کنند خواستند نکنند، ولی این را نیز می‌گویم که تلاش می‌کنم چیزهای با فایده را پست کنم.

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است